محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
644
مخزن الأدوية ( ط . ج )
را از آن طرف مسدود مىنمايد و از طرف مخالف آن مىگشايد و در حر و برد نيز چنانچه شخصى از اشخاص انسانى بدان واقف گشت و حجرى يعنى خانهاى براى قنفذى در خانه خود ساخت به نحوى كه ديگرى بر آن مطلع نگشت و آن قنفذ راه خانه خود را تبديل مىنمود نزد تبديل اهويه و حر و برد و آن شخص بر سبيل كرامت به مردم اخبار مىنمود و مردم مستبد مىشمردند و قدر و منزلت او پيش ايشان عظيم بود به آن جهت و لحم بحرى آن لطيفتر از برّى و نيكو است براى معده و تقويت آن و تليين بطن و ادرار بول و محرق پوست آن جهت جرب و قروح سر مفيد . قندس به ضم قاف و سكون نون و ضم دال و سين مهملتين اسم كندش است و در حرف الكاف مع النون ان شاء الله تعالى خواهد آمد و سگ آبى بلغارى را نيز نامند كه خصيه آن جندبادستر است و پوست آن را برمىآورند و از آن فرو و فروش و البسه و غيره مىسازند . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : پوشيدن آن زايل كننده برودت و رياح از بدن و جلوس بر آن جهت نقرس نافع است . فصل القاف مع الواو قوطوليدون به ضم قاف و سكون واو و ضم طاى مهمله و سكون واو و كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم دال مهمله و سكون واو و نون لغت يونانى است و نيز به يونانى قوماليون و اهل مغرب زلالف الملوك و بشانق و اذان القسيس نامند جهت آنكه برگ آن شبيه به مكيالى است كه به يونانى قطولى نامند و گفتهاند كه نوعى از قدح مريم است و آن نوعى از حى العالم است و گفتهاند نوعى از ابرون است و به عربى كاسات خوانند جهت آنكه برگ آن شبيه به كاس است . ماهيت آن : نباتى است برگ آن مستدير با اندك تجويفى و ساق آن كوتاه و تخم آن متصل به ساق و در اطراف آن و بيخ آن مانند زيتونى و با تندى و تلخى . طبيعت آن : مركب القوى و بيخ آن گرم و خشك . افعال و خواص آن : قابض و رادع و جالى و محلل . * اعضاء الغذاء و النفض * آشاميدن برگ آن مسكن التهاب معده و با شراب و عسل رافع تهبج بدن و بيخ آن مفتت سنگ مثانه و مدر بول . * الاورام و الجروح * ضماد برگ آن محلل اورام و مسكن حرارت معده و احشا و رافع شقاقى كه از برودت هوا به هم رسيده باشد و ضماد عصاره بيخ و برگ آن محلل ورم و زخمها و با شراب وسيع كننده ثقبه جراحات است و از ادويه مجهولة الماهيت است . قوفى به ضم قاف و سكون واو و كسر فا و يا . ماهيت آن : حيوانى بحرى شبيه به صورت انسان است در شكل و انفحه آن در قوّت مانند جندبادستر . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : خوردن گوشت آن جهت صرع و اختناق رحم نافع و فرق ميان انفحه آن و ميان انفحه حيوانات ديگر آنست كه چون آب بر انفحه حيوانات ديگر ريزند و بعد از زمانى آب آن را به روى انفحه آن ريزند به زودى آن را بگدازد و آب گرداند به خلاف انفحه حيوانات ديگر كه اين خاصيت ندارد . فصل القاف مع الهاء قهوه به فتح قاف و سكون ها و فتح واو و ها اسم خمر غليظ است و نيز به معنى مشبع و محكم است جهت آنكه چون آن خمر غليظ است به زودى شارب خود را سير مىگرداند و سكر آن محكم و قوى است و الحال مصطلح نزد عامه و مراد از آن ثمر درختى است كه در يمن و حبشه و بتاويه به هم مىرسد و آن را بن مىنامند و در حرف الباء مع النون به تفصيل ذكر يافت . فصل القاف مع الياء قيروطى به كسر قاف و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم راى مهمله و سكون واو و كسر طاى مهمله مشاله و يا لغت يونانى است كه به عربى مشهور شده و به فارسى موم روغن نامند . ماهيت آن : عبارت از موم گداخته در روغن است هر روغنى كه باشد از روغن گل يا غير آن خواه ساذج از همان جزو باشد و يا مركب از اجزاى ديگر و به حسب اغراض مختلف مىباشد و نسخ آن به تفصيل در قرابادين ذكر يافت . قيصوم به فتح قاف و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم صاد مهمله و سكون واو و ميم لغت عربى است و قيسوم به سين مهمله به جاى صاد